خب،
طبق تحقیقی که درباره ساختمان «شگفتی جهان» انجام دادم، این بنا شباهت زیادی به یک سازه تاریخی دارد که با عنوان «برج بابل» شناخته میشود.
در روایتها آمده است که انسانها در ابتدا زبان مشترکی داشتند و برای رسیدن به خداوند برجی بنا کردند. اما خداوند زبان آنها را از یکدیگر جدا کرد و به دلیل ناتوانی در درک همدیگر، تفرقه میانشان آغاز شد و آن برج ناتمام ماند.
اینبار وقتی این افسانه را با روند بازی مقایسه کردم، به این نتیجه رسیدم که شاید هنوز هم احساسات انسانی در میان آدمها مشترک است.
توافقی که برای پایان سرور شکل گرفت، به نوعی مهر تأییدی بر همین اشتراکات بود.
از نظر من، اتحاد برنده واقعی بازی، اتحادی بود که فارغ از خصومتها، سوءتفاهمها و سایدبندیها، توانست به درک متقابل برسد و در نهایت به یک توافق جمعی دست پیدا کند.
ما نیز به رسم ادای احترام به رقبا و قدردانی از زحمات بازیکنان خود، در روز آخر بازی یک پلن گسترده اجرا کردیم که منجر به دیستروی واندرِزن مجموعه «امرداد» شد.
این پلن حدود ۲۸ ساعت لانچ نیاز داشت که توسط اعضای اتحاد ما انجام شد. با توجه به شرایط اینترنت و وضعیت کلی بازی، نتیجه آن دیگر تعیینکننده نبود، اما اجرای آن برای ما ارزش و اهمیت خود را داشت.
در پایان از تمامی رقبا و دوستان در سایر سایدها تشکر میکنم و امیدوارم اگر دلخوریای پیش آمده، به بزرگواری خودشان ببخشید.
تشکر ویژه دارم از بچههای شمالغرب؛ رقبای قدیمی و رفقای جدیدمان که هم سرور را جذابتر کردند، هم در حق ما لطف داشتند و باعث شدند بیشترین لذت را از بازی ببریم.
و در نهایت قدردانی میکنم از اعضای «اتحاد جنوبغرب» که بر سر بنده منت گذاشتند و تا آخرین لحظه همراه ما بودند:
عزیزان فرشاد، اشکان، مسعود، پوریا، علی آموزگار، علی بدفرم، امیر آواتار، علیرضا، علی نامی، علی، سیاوش، امیر یل، محمد طوفان، میلاد، مهرداد زاپاتا، محمد، حمیدرضا، حسین، شهروز و سارا خانم.
قلبا، و خودخواهانه، خوشحالم که تو این جامعهی کوچیمون، تعداد افراد خیلی کمی آسیب دیدن یا از بینمون رفتن.
همچنین
ارادتمند
ایلیا