من هشیار با مستان ندارم روی بنشستن
که میگویند بشکن عهد و بیشرمیست بشکستن
پس از دو راند که افتخار داشتیم کنار فرهاد عزیز و هومن داخل اسپیدترا و داتکام همبازی و همکلام بشیم، لطف داشتن و از تیم ما دعوت به عمل آوردن تا در جنوبشرق بازی کنیم. در کنار ایشون آقای وگنس هم در نهایت پررویی چندبار با من تماس گرفتن که پس از اون آبروریزیها دوباره دعوتمون کنن به خونه خودمون یعنی شمالشرق که خب طبیعتا تا زمانی که این شخص در اون ربع بازی میکرد ما علاقهای به این کار نداشتیم. تصمیم بر این شد بریم جنوبشرق.
چند روزی که از بازی گذشت، جنوب شرق جلسهای تشکیل داد در جهت تعیین مسئولین ساید، با حضور افراد صاحبنظر یا نمایندگان تیمهای کوچک. نطق این جلسه در اکثر مواقع دست آقا امید بود. بارها تاکید کردن که من بعد از فلان تاریخ نیستم کلا (میرم عراق بعد عروسی دارم و...) باقی امور رو خودش پیشنهاد میداد و خودش هم تایید میکرد. مخالفتی وجود نداشت چون یا دوستان خودشون بودن یا یکسری مهمان تازهوارد که روی مخالفت نداشتن. شورا رو به جای توتالی انتخاب کردن، تورج و هومن (پیداش کردین سلام مارو بهش برسونید) و رضا شدن شورای لیدری. میلاد دفکورد، مهدی مسئول هماهنگی، پلنرها و...
زد و خوردها شروع شده بود؛ دو ساید شرقی روز به روز تحلیل میرفتن و دو ساید غربی در آسایش زیرساخت رو تقویت میکردن. نیاز به متا بود.
اما اوضاع وقتی برای ما شوکهکننده شد که آقا امید پیشنهاد متا با ساید شمالشرق رو داد. ایشون نه سمتی داشتن و نه وقتی برای اداره امور. و سایدی هم که پیشنهاد دادن، نصف پلیرهای ساید فقط بخاطر درگیری با اونا ریجستر کرده بودن.
دلایل آقا امید برای متا با شمالشرق:
· اکانتهای بیشتری دارن
· بایگوش از بالا به پایین صحبت کرد حال نکردم
· جنوبغرب هم که لوزره، ولشون کنید
تیم ما و باقی پلیرهای مهمان علیرغم میل باطنی خودشون و تنفر شدید از وگنس، به رسم مهمانی مخالفتی نکرد و در رایگیری هم مطابق نظر امید عمل کرد.

گزینه NW: رای ممتنع.
پس از این تصمیم، خیل عظیمی از پلیرهای ساید ریزش کردن. علت؟ بهم خوردن پلن اکانت های جنگی فراوان و نداشتن دل خوش از شمال شرق. اما چون حرف آقا امید بود مخالفت صریحی نکردن و به مرور سرور رو ترک کردن. تنها مخالف صریح متا با شش شخص فرهاد بود و علاقهمند به متا با جنوبغرب!
پس از این جلسه هیچ فعالیت دیگهای از شخص امید در ساید ندیدم به جز خط دادن به نوچه خودش که فقط باعث سنگ اندازیهای بیشتر شد.
در زمینه تخصیص کراپ و کتیبه که بیشتر بر عهده فرهاد بود هیچ تبعیضی ندیدیم و کاملا راضی بودیم.
تا رسیدیم به روزی که جلسهای تشکیل شد توسط امید، مبنی بر به هم زدن متا! نهایت فعالیت ایشون تشکیل دو جلسه بود که خروجی هردو باعث بهم خوردن بازی گروهی و انسجام ساید شد. این پیشنهاد که قطعا ردپای وگنس درش دیده میشد اولین جرقه شکننده کننده متای شرق بود که به دنبالش چیف واندر شمال شرق توسط ادریس و باقی ماجرا بود.
وقتی این زیر و رو کشی توسط به اصطلاح بزرگ ساید خودمون رو دیدیم و به شمال شرق حق دادیم، شدیم نفوذی و حافظ منافع اونا! در حالی که ما فقط حرف حق رو زده بودیم.
ماجرای 100 شدن متای واندر در جنوب شرق:
این قرار بین امید و وگنس در چت خصوصی گذاشته شده بود و نتیجه جلسهی متا نبود که در ادامه با مخالفت شمال شرق رو به رو شد.
ماجرای لانچ همر شدوز بر روی واندر خود SE:
پس از اینکه ایمیل واندر جنوب شرق با درخواست تورج به ساید خودمون منتقل شد و در اختیار سعید کستل قرار داده شد، ایشون با نهایت پررویی خواستار دریافت ایمیل واندر شد! وقتی درخواستشون رد شد جمله دیگی که برای من نجوشه... رو سرلوحه قرار داد و همر رنک 5 سرور رو بر روی واندر خودمون لانچ کرد تا واندر جنوب شرقی که ایمیلش دست ایشون نباشه صد نکنه. این همر توسط فرهاد در راه چیف شد و این پلن ایشون هم ناموفق بود.
ماجرای معماری یونیک:
بعد از چیف واندر شمال شرق آقا امید به بهانه نبود فرد مطمئن و احتمال انتقال معماری یونیک به اون ساید، کتیبه رو در اختیار رقیب قرارداد. فرض بر این میذاریم که تیم ما نفوذی و غیرقابل اعتماد بود، آقا امید به فرهاد و هومن و سجاد و رضا و میلاد و... هم اعتماد نداشت؟ این حرکت کاملا این پیام رو منتقل میکرد که من نباشم بازی بی بازی! که دید در نبودش هم بازی، بازی شد!
حتی در جریان برگردوندن ایمیل واندرها، از توتال شمال شرق درخواست ایمیل تمامی اکانت های تیم مارو کرده بود! طبق ویس خودش هم این صحبت رو گردن گرفت. بهانه چی بود؟ میدونستم اونا قبول نمیکنن از شما ایمیل بخوان و شما هم ایمیل نمیدین و خواستم اونارو تحت فشار بذارم. که سراسر هجویات و سرپوش بود. نتیجه اینهمه زحمت برای سایدی که درش مهمان هستی چی شد؟ ایمیل اکانت هارو بدین بهم چون ممکنه واندر خودمون رو بزنین. آخرش هم دیدیم کی واندر خودمون رو زد.
ماجرای نپ با جنوب غرب:
این پیمان قبل از متای شرق مابین تورج و کوماتسو بسته شده بود و هیچ تداخلی با متا نداشت. تا زمانی پایدار بود که همرهای جنوب شرق برخلاف نپ بر روی جنوب غرب لانچ شد (بدون اطلاع تورج).
پس از بهم خوردن این نپ، جنوب غرب هم شروع به حملاتی علیه جنوب شرق کرد و واندر ما عملا انبار غذا نداشت. اما میتونست بدتر باشه! بعد از این زد و خورد ارتباطی با محمد لرد ویکی عزیز برقرار کردم و حسن نیت خودمون در مورد نپ و عدم هماهنگی دو همر که باعث بهم خوردن متا شد رو خدمتشون بیان کردم. پس از رفع سوتفاهمات، صحبتهای مجدد و شفافسازیها، تصمیم بر ادامه نپ تا اندگیم گرفته شد. به قطع یقین در صورت عدم تشکیل این جلسه نتیجهای غیر از 100 شدن واندر متا در جنوبشرق رخ میداد چون عملا ابتکار عمل در دست متای غرب بود و واقعا تعیین کننده برنده بودن. با اینکه کاملا روشن و مبرهن بود که اون جبهه هم در پس اعمال خودش به دنبال 100 کردن واندر غرب بود اما نمیشه مشارکت غرب در موفقیت ما رو کتمان کرد. حداقل بدترین سناریو برای غرب (صد شدن واندر متا در شمالشرق) رخ نداد و به خواستهشون رسیدن.
نفوذی یا خیرخواه ساید؟
· تیم ما بالای ده دوازده واندرزن داشت که نه تنها هیچکدوم علیه ساید مصرف نشد بلکه 6 واندرزن رنکدار در راستای مصلحت ساید بلامصرف موند!
· جنوبشرق حتی ایمیل واندر خودش رو هم نداشت، ایمیل واندر براساس رفاقت دیرینه با شورای شمالشرق، دوباره به ساید برگردونده شد.
· بیشتر پلیرهای به نام جنوب شرق مثل هومن و مهدی کلت و تیم شدوز و... سرور رو ترک کرده بودن، فرهاد از مسائل کنارهگیری کرده بود (میلاد همچنان بود) و عملا ساید بدون صاحب مونده بود. باز تیم ما واندر و مدیریت دف و پلنهارو به دوش کشید تا ساید سقوط نکنه.
· وقتی تارگت از شمالشرق تغییر پیدا کرده بود به جنوبشرق باز خبری از تلاشهای این به اصطلاح صاحبان ساید نبود. حتی من به رضا گفتم یک پل ارتباطی با غرب بساز که مخالفت کرد! که خودم باز دست به کار شدم.
شاید اگر این تهمتهای جهتدار نبود انقدر از لفظ تیم ما استفاده نمیکردم اما بالاجبار باید این جداسازی انجام بشه چون با هیچ حسابی ما روی کفه ترازو قرار نمیگیریم. به نظرم پس از اینهمه تلاش و رسیدن به واندر 100 لیاقت دریافت یک عذرخواهی در قبال شنیدن جیرهخور و نفوذی و... رو داریم.
تشکرات:
بلاشک دو فردی که در جایگاه نخست قرار میگیرن ساناز خانم و سعید هستن. به ندرت یادم میاد این دو نفر شبها خوابیده باشن. هولدری واندر. دف کتیبهها و نقشهها، دفسازی روی اکانتهای رها شده، مسیر زدن قطرهای اکانتها روی واندر و مدیریت با انبار غذای 200هزارتایی و دف 27 میلیونی!
در وحله بعدی بزرگ ما، تورج ملقب به توتال، حسین تیانتی، آقا روزبه با دو همر رومن زیبا، سهگانه همیشگی کیارش و امیر و عمو رضا، امیر دستطلا که بخاطر منافع ساید یک سوپر همر رو ترشی کرد، امیر عزراییل و طاها که زحمت مدیریت مرتاض رو کشیدن، آیناز خانم که میشه هوامون رو داشتن. محمد پارتریوت عزیز و شاگردش ادی
از فرهاد عزیز تشکر میکنم اما دل خوشی ازش ندارم. با توجه به شناختی که از شخصیت و تیم ما و سبک مدیریت SE زیردست امید داشت نباید مارو دعوت میکرد و احتمال این به مشکل خوردن رو میداد. اما زحمت زیادی کشید هم داخل و هم خارج از میدان.
از رضا یه تشکر نصفه نیمه میکنم چون خیلی کارها میتونست بکنه اما نکرد، در جمع ما هدف وسیله رو توجیح نمیکنه! نمیخوام شیرینی برد رو تلخ کنم و از روی این موراد عبور میکنم.
از میلاد 200t هم جا داره تلاش کنم با اینکه در مقابل تشخیص سمت حق به شدت مقاومت میکرد اما بالاخره رستگار شد و روی واندر هم حسابی زحمت کشید.
همینطور جا داره سپاسگذار رقبای خودمون هم باشم. آقا محمد لرد ویکی عزیز که در ادب و متانتش ذوب شدیم. آقای سارنگ و کوماتسو که همیشه دید منفی بهشون داشتم و یک ساعت مکالمه باهاشون دیدم رو عوض کرد و فهمیدم در اشتباه بودم. سر حرفی که زده بودن موندن و خودشون رو اثبات کردن. ایلیا هم که همیشه باهاش در ارتباط بودم و نتونستم کاری که بهش گفته بودم رو انجام بدم و شرمندهش شدم. خستهنباشید همگی.
یک قدردانی هم بکنم از ادریس (چشم دیدنش رو ندارم)، امیرحسین و رضا گارد و تمام پلیرهای شمالشرق که تا آخرین لحظات و سه ساعت قبل از اتمام سرور به ما اعتماد داشتن و سر متا موندن، با اینکه به نظرم میتونستن به تنهایی وینر بشن. آیا وگنس با 50 میلیون دف سر متایی که بسته بود میموند؟ قطع به یقین نه. تشکر میکنم از تیم مدیریتی فعلی که برخلاف انتظارات شخص خودم، نشون دادن هنوز میشه روی صحبت لیدرهای شمالشرق حساب باز کرد.
آمار شخصی:
اکانت Dance of Dragon از ابتدا با پلن واندرزن شروع به کار کرد. به دلیل کمبود منابع و فلاکت نژاد توتن در این سرور، برای صرفهجویی همر تبرزن انتخاب کردم. آخرین رنک قبل از لانچ اولین واندرزن در سرور 15ام بود. هزینه حدود 15ک گلد. برای خودم قابل قبول بود چون دست تنها بودم. همر ترشی شد:

اکانت Jinayat Kar هم که با جانشینی بازی میکردم و در مرز شمالشرق بالا آورده بودم، با دو همر استپ و مهاجم، بعد از متا بلااستفاده موند.
پی نوشت 1: پست پایانی نمیذارن چون برد رو متعلق به خودشون نمیدونن. چون واندر روی ایمیل آقا زیر و رو کشه صد نشده.
پی نوشت 2: به قدری حواشی، بحث و جدل، بیحرمتی و ناحقی دیدم که وقتی واندر 100 شد ذرهای ذوق و خوشحالی نداشتم. فقط خوشحالم که سرور تموم شد و میتونم به روال عادی زندگی برگردم. همهمون بازنده بودیم، خوش نگذشت.